فقط از طریق آدرسهای درج شده در این عکس وارد سایت شوید

Mojtaba Jafari::وبسایت رسمی مجتبی جعفری جُرجافكي
منوی سایت

صفحه نخست
بيوگرافی
عکسها
فيلمها
تماس با مجتبی جعفری
سايتهای طراحی شده و قيمتها
اخبار سايت
يادداشت ها
چت روم سايت
مناسبتها

آثار مجتبی جعفری
شعر
داستان
نمایشنامه
فیلمنامه
موسيقی
سينما
تئاتر
تلويزيون

آرشیو مطالب


جستجو در سايت



در كل اينترنت
در اين سايت

خبرنامه

:نام
:ایمیل

اضافه حذف

آمار

بازديد هاي امروز : 20
بازديد هاي ديروز : 80
كل مطالب : 77
كل بازديد ها : 29130
ايجاد صفحه : 0.21875 ثانیه

 

 این وبسایت به دلیل سوء استفاده

 برخی کاربران اینترنتی از مطالب آن

تا اطلاع ثانوی تعطیل  شد


سه شنبه، 16 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 9:01 AM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

دوستان سلام

من حدود دو هفته ای هست که از زرند به کرمان برگشتم . ببخشید که نتوانستم در این مدت سایت رو آپ کنم . خیلی خوشحالم که باز هم مردم خون گرم و مهربان دیار کریمان رو ملاقات کردم. در طول این دو هفته با دوستان صحبت هایی داشته در رابطه با کارهای آینده ام که به زوی در رابطه با آنها در همین سایت صحبت هایی می کنم.

بنده تصميم دارم تا به مدت يك ماه به صورت آزمايشي ترانه هايي را كه مي سرايم به صورت مجاني به خواننده هاي سبك پاپ و رپ بدهم تا از اين طريق هم به شهرت برسم و هم ترانه هايي را كه سروده ام به گوش ديگران برسانم. بنده كه در توانم نيست تا كتاب شعري از خود و يا آلبومي موسيقيايي منتشر كنم، تصميم به انتخاب چنين راهي گرفته ام.


 يك اطلاعيه=> ساخت شعر براي خواننده هاي سبك pop & high pop ‎‏ به صورت مجاني


دوستاني كه مي خواهند پيشنهاد ترانه بدهند با من تماس بگيرند=>09366253859

شرايط و قوانين:

1_ در ابتداي هر آهنگ بايد نام "مجتبي جعفري جرجافكي" به عنوان ترانه سرا ذكر شود
2_ هر خواننده اي مجاز به تغيير در متن شعر و سبك آن است كه قبل از اين عمل بايد حتما بنده را در جريان بگذارد
3_ تمام موضوعات پيشنهادي شما عزيزان به جز موضوعات سياسي و شاخ پذيرفته و ساخته مي شود
4_ هرگونه سوءاستفاده از ترانه هاي بنده طبق قوانين و مقررات كپي رايت در جمهوري اسلامي ايران ممنوع و پيگرد قانوني دارد


باتشكر. مجتبي جعفري

 



یکشنبه، 10 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:56 PM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

(برداشت اين ترانه بدون ذكر منبع و نام ترانه سرا غيرمجاز است)

توجه:‏ اين ترانه از سه وزن تركيب شده

‏ ترانه سرا: مجتبي جعفري

تبريك مي گم كه دلمو شكوندي***تبريك مي گم كه رفتي و نموندي
تبريك مي گم كه عهدتو شكستي***رفتي اونو با يكي ديگه بستي


عشق تو واسم، ديگه معني نداره***ديگه دل من، واست جايي نداره
اينو مي دونم، حتي اگه يه روزي***منم بميرم، دل واسم نمي سوزي
پيش من نيا، ديگه خيلي دير شده***بدون قلب من، خيلي وقته پير شده
برو از پيشم، مگه تو يار نداري***برو ولم كن، مگه تو كار نداري


مباركه، منم ميام تو جشنت_فكر نكني، از رفتنت مي سوزم***فكر نكني، كه حالا هم تو رفتي_مي خوام همش، چشم به راهت بدوزم
نه عزيزم، خيالشم تو نكن_خاطرخواهام، منتظرن، زيادن***كافييه كه، يكي جاتو بگيره_تو هم بياي، تو جشن شادي من

‏ با تشكر. مجتبي جعفري از زرند


یکشنبه، 20 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 11:44 PM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

(برداشت اين مطلب بدون ذكر منبع و نام نويسنده غيرمجاز است)


نويسنده:مجتبي جعفري

سوار بر اسب سپيد به طرفش مي آمد. هر چه نزديكتر مي شد، قلبش تندتر مي زد. همه توجهش به پري زيباي سوار بر اسب بود. مثل هر روز، هميشه همان ساعت بر روي نيمكت خالي كه انگار به نام خودش ثبت شده بود، مي نشست تا چهره ي زيباي پري را نقاشي كند. ديدار هر روز پري، به مرد تنها، اميدواري بيشتري مي داد و در تكميل شدن نقاشي اش كمك مي كرد.
در يك روز باراني كه پري با سرعت زياد از كنارش رد مي شد، آب گل آلود گودال كنار نيمكت را بر روي تابلوي نقاشي و لباس هاي گران قيمت و زيباي مرد تنها مي پاشد. پري مهربان به خاطر اشتباهش باز مي گردد تا از مرد عذرخواهي كند؛ اما مثل اينكه مرد تنها فرصت را غنيمت مي شمارد و تابلوي نقاشي خود را به او هديه مي دهد. پري كه نخواست غرور خود را بشكند، آن را قبول نمي كند و سوار بر اسب مي شود و به سرعت از كنارش مي گذرد.

از فرداي آن روز، مرد تنها ديگر پري زيبا را نديد. او مأيوس نمي شود و تصميم مي گيرد تا تمام ساعات شبانه روز را روي همان نيمكت به عشق ديدار مجدد پري بنشيند تا شايد بتواند بهترين نقاشي خود را روزي به او هديه كند. اما پري زيبا هيچ وقت نيامد تا اينكه يك روز باراني كه خواست از آنجا عبور كند باز هم آب گل آلود همان گودال كنار نيمكت را بر روي تابلوي نقاشي اش مي پاشد. پري تعجب مي كند و با خود مي گويد: او هم دروغ مي گفت، كه نگاهش به گل رزي افتاد كه در پنجه ي استخواني دست چپ و قلم موي خشك شده اي كه در پنجه ي استخواني دست راستش به مرور زمان به تابلوي نقاشي چسبيده شده بود، افتاد كه با رنگ قرمز بر روي آن نوشته شده بود:"دوستت دارم"

حالا ديگر! از مرد تنها فقط يك اثر نقاشي و يك گل رز به جا مانده بود. در همين لحظه بود كه اشك و غم تمام وجود پري را در گرفت ‎

با تشكر. مجتبي جعفري


شنبه، 19 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 8:18 PM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

بنده تصميم دارم تا به مدت يك ماه به صورت آزمايشي ترانه هايي را كه مي سرايم به صورت مجاني به خواننده هاي سبك پاپ و رپ بدهم تا از اين طريق هم به شهرت برسم و هم ترانه هايي را كه سروده ام به گوش ديگران برسانم. بنده كه در توانم نيست تا كتاب شعري از خود و يا آلبومي موسيقيايي منتشر كنم، تصميم به انتخاب چنين راهي گرفته ام.


دوستاني كه مي خواهند پيشنهاد ترانه بدهند با من تماس بگيرند=>09366253859


شرايط و قوانين:

1_ در ابتداي هر آهنگ بايد نام "مجتبي جعفري جرجافكي" به عنوان ترانه سرا ذكر شود
2_ هر خواننده اي مجاز به تغيير در متن شعر و سبك آن است كه قبل از اين عمل بايد حتما بنده را در جريان بگذارد
3_ تمام موضوعات پيشنهادي شما عزيزان به جز موضوعات سياسي و شاخ پذيرفته و ساخته مي شود
4_ هرگونه سوءاستفاده از ترانه هاي بنده طبق قوانين و مقررات كپي رايت در جمهوري اسلامي ايران ممنوع و پيگرد قانوني دارد


باتشكر. مجتبي جعفري


دوشنبه، 14 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 8:39 AM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

(برداشت اين ترانه بدون ذكر منبع و نام ترانه سرا غيرمجاز است)



‏ ترانه سرا: مجتبي جعفري

چي شده‎‏ كه اين روزا، ديگه از ما خبري نمي گيري
مثل هر روز واسه من، تو يه لحظه هم ديگه نمي ميري

با يه تك زنگ دلمو_مي بري و قطع مي شي
واسه ي جداييمون_داري نقشه مي كشي

ديگه مثل اون روزا_واسه من ميل نمي دي
مگه حرف بدي رو_از زبونم شنيدي

بگو جز خوبي ازم_چه بدي ديده بودي
كه حالا مياي، مي گي_تو واسم يار نبودي



آره انگاري توهم_منو دوستم نداري
تو هم مثل ديگرون_از دل من بيزاري

فكر كنم همين روزا_منو تنها بزاري
توي يك روز سياه_بگي دوستم نداري


‏ باتشكر. مجتبي جعفري از زرند


یکشنبه، 13 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 6:11 PM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

ثانيه ها را بشمار. فقط چند لحظه و ببين چه راحت عمرت را به هلاكت مي دهي؟ اين ها را كه مي گويم قدرشنباسي دقايق عمرت نيست؛ بلكه سرنوشت پيش بيني نشده اي است كه در روبروي چشمانت قرار دارد. به راحتي و به اين سادگي لحظه ها را نابود ساختم و حالا فرصت سخت رفتن است. همين ديروز بود كه به كرمان نقل مكان كرديم و حالا فرصت خداحافظي شده و آن هم چه زود و چه باور نكردني. تلف شدن عمر را مي توان تحمل كرد؛ اما رفتن از ميان دوستان مهربانم را چه طور طاقت كنم. رفتن از دياري كه هزاران خاطره را برايم رقم زد.
از من نپرسيد كه چرا مي روم؟ اما بايد بگويم كه بعضي از همين مردم خونگرم بويي از انسانيت نبرده اند و آنچنان سيلي محكمشان را به صورتم زده اند كه ماندن را از من سلب كرده اند.

آري خواهم رفت براي هميشه در همين نزديكي ها، همين نزديكي ها كه 11 سال عمرم را در همينجا به سر بردم. آنجايي كه ديگر نه من كسي را بشناسم و نه كسي مرا، نه دلي را بشكنم و نه دلم بشكند. مي روم در قفس و سكوت مي كنم تا تنهايي را با خود نجوا مي كنم.

اگرچه احساس درون قلبم بوي شنفتن ماندن را حس نمي كند و مرا به رفتن تحريك مي كند؛ ولي كافي است كه عغده ي نهفته ي درون قلبم مرا نابود سازد و آنگاه دل همه برايم بسوزد كه آن موقع ديگر دير شده است.

پس اي كرمان، تو را مي سپارم به خدا، مي سپارمت به خاطرات سهمگين ايام در تو بودن و خودم را به يادهاي خوب و شاد. بدي ها را در تو جامي گذارم چراكه برخي از مردمت لايق آنهايند و خوبي هايت را به خود هديه مي كنم؛ زيرا خود خوبم و لايق انها هستم.
براي مردمانت كه برخي نامهربانند دعا مي كنم كه خداوند عطوفت و مهرباني را در قلب هايشان قراد دهد و براي مظلومين خاموش تو طلب صبر مي كنم. اميدوارم اين رفتن آغاز راهي نو و پاياني براي همه ي بن بست ها باشد. فقط در آخرين كلامم از همه ي آنهايي كه وعده هاي خرمن دادند و عهدشان را شكستند تشكر مي كنم و اميدوارم نفر بعد از من در قولهاي دروغشان در كار نباشد.
سلام وطنم زرند و خدانگهدار كرمان عزيزم، شايد روزي برگشتم.
مجتبي جعفري از زرند


سه شنبه، 8 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 12:34 AM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

پيرهن مشكي هم واسه خودش يه عالمي داره. جريان از اين قراره كه چند روزي هوس پوشيدن رنگ سياه رو كردم. نمي دونستم با اين تصميم آدماي كنجكاو اطرافم زياد مي شن و اينقدر دردسر پيش مياد. هر كجا كه پا مي زارم ازم مي پرسن: آقاي جعفري خدا بد نده، چي شده؟!

مگه درون رنگ مشكي چيه كه ما ايراني ها با اعتقاداتمون پاكي و صداقتش رو از ياد برديم و فقط به ويژگي اندوه اون توجه مي كنيم. ما بايد باور داشته باشيم كه سياهي نيازمان هست. مگر آنهايي كه كورند با سياهي زندگي نمي كنند؛ پس چرا اين زيبايي را همه بد جلوه مي دهند؟ من كه جوابي ندارم تا صفات زيباي مشكي بودن را ثابت كنم، مجبورم بگويم: عاشق شدم. به قول رضا صادقي "مشكي رنگ عشقه"


سه شنبه، 8 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 12:00 AM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

(برداشت اين مطلب بدون ذكر منبع و نام نويسنده غيرمجاز است)


‏ ترانه از:مجتبي جعفري
مشكي پوشم مشكي پوشم واسه ي تنهاييت***مشكي پوشم مشكي پوشم واسه ي جداييت

رنگ مشكي رنگ غم نيست همش از خوشحاليست***بي تو بودن بي تو خوندن آخ چقدر روياييست

آره تنهايي تو غمهات مي دونم زندوني***حالا كي مياد سراغت جز منو ويروني

مي دونم داري مي سوزي توي اين تنهايي***آخ چقدر حال مي كنم من كاش پيشم نيايي

رنگ مشكيم از دوريت نيست واسه همدرديته***مشكي پوشم واسه اينكه دل تو غمگينه

يادته يه روز مي گفتي بي تو روشن مي شم***اما انگار كه نه انگار با تو دشمن مي شم

مشكيه من رنگ عشقه يه نشونه از دلم***كه مي خواد بهت نشون ده بي تو تنها نمي شم

ترانه سرا: مجتبي جعفري


دوشنبه، 7 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت 11:54 PM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

مجتبي جعفري پس از دستياري در فيلمهاي: گنجينه ارزشمند كوير(مستند شهرستان راين)، تصويربرداري كنسرت اركستر سمفوني ملي كرمان به رهبري كيوان ساكت و فيلم مستند باد مرا صدا بزن. عصر ديروز ‏چهارمين تجربه ي سينمايي خود را در فيلم كوتاه مگس به نويسندگي مجتبي صفرعليزاده پشت سر گذاشت.تصويربراري اين فيلم در موزه ي صنعتي كرمان انجام شد كه مي توان گفت اين اولين كار مجتبي جعفري در ساخت مجموعه ي فيلم كوتاه است. ‏

داستان اين فيلم كوتاه از اين قرار است كه يك پسر نابينا كه نويسنده هست، در حال تايپ نوشته جديد خود هست كه يك مگس مزاحم او مي شود...

عوامل اين كار به اين شرح مي باشند:
تهيه كننده و كارگردان: مجتبي صفرعليزاده
مدير تصويربرداري: سيد حميد ميرحسيني
دستيار تصويربردار: مجتبي جعفري جرجافكي
بازيگردان: حميد غياث
بازيگران: آرمين قطبي، مهساالسادات حسيني و جواد ميرحسيني
با تشكر. تيم اينترنتي ستاره ها


دوشنبه، 31 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت 10:52 AM  {ارسال نظر}  {گفتگوی آنلاین با مجتبی جعفری}}

:: صفحات وبلاگ ::

1 2 3 4 5 6 »

Email: Naghmeheyekerman@gmail.com

Design By Mojtaba Jafari
Copyright © 2004-2008 MojtabaJafari.ir . All rights reserved